کودکان و نوجوانان از 7 تا 18 سالگی خود -که بهترین سال‌های رشد جسمانی، عقلانی و رفتاری آن‌هاست- را در مدرسه می‌گذرانند. این زمان معادل با 12000 ساعت است.
12000 ساعتی که در طول آن میتوان با ترکیب آموزش صحیح“، انرژی فراوان کودک و نوجوان” و “قدرت یادگیری بالای آن‌ها افرادی با توانمندی‌های علمی، اجتماعی و فردی بی‌نظیری تربیت کرد.

ما میتوانستیم در این زمان یاد بگیریم:

چ چگونه هدف گذاری درستی کنیم و برایش برنامه بریزیم

د در گروه نقش سازنده‌ای داشته باشیم و رهبری کنیم

ا احساساتمون رو بشناسیم و بتونیم اونارو در جای مناسب ابراز کنیم

چ چه مدل های یادگیری داریم و من جزو کدومشونم؟

چ چگونه تصمیم میگیریم و به چه روشی بهترینشون را انتخاب میکنیم

چ چه شکلی پشتکار داشته باشیم و انگیزمون رو حفظ کنیم

ر روابط سازنده ای را تشکیل بدهیم

ب بیماری های شایع رو بشناسیم و بدونیم چجوری جلوگیری کنیم از مبتلا شدن به آن ها؟

ا از مهارت های اجتماعی برخوردار باشیم

رسالت ما از جایی شروع شد که ...

 

ابتدا با عمیق شدن در تجربیات خود و در ادامه با مطالعات علمی فراوان و بررسی‌ سیستم‌های آموزشی روز دنیا سوالاتی در ذهن ما شکل گرفت.

آیا روش بهتری برای آموزش وجود نداشت؟

آیا من در زمان تحصیلم اجازه شکوفایی داشتم؟

آیا در مدرسه اجازه و جرات مطرح کردن سوال‌هایی که ذهنم رو درگیر میکرد داشتم؟

چند بار در مدرسه صرفا به دلیل کودکی کردن، با ابزار تحقیر سرکوب شدم؟

به چه میزان خاطرات تلخ و سرخوردگی‌ دورانی که میتوانست بهترین و مفیدترین زمان‌های عمرم باشند، بر روح و روان من تاثیر گذاشته است؟

این‌ها سوالاتی بود که سنگ بنای خانه مهارت‌های زندگی شد. خانه‌ای که در آن مهارت‌هایی به نسل جدید آموزش داده می‌شود تا بتواند هم راستا با اخلاق جهانی و ارزش‌های معنوی رشد کند. مهارت هایی که دز کشور های توسعه یافته با روش های یادگیری فعال کنار دروس اصلی درمدرسه تدریس می شود.

ولی متاسفانه آموزش و پرورش ما در حال حاضر زیرساخت لازم برای آموزش تخصصی آنان را ندارند

و این چنین بود که ماموریت مان را چنین در نظر گرفتیم

پرورش نسلی توانمند از طریق آموزش مهارت های زندگی با جدیدترین استانداردهای آموزشی دنیاست. ما میخواهیم هر فرد بتواند با کمترین هزینه به بهترین خودش برسد تا در کنار هم بتوانیم با التزام به اخلاق، جهان را به جای بهتری برای زندگی تبدیل کنیم
می خواهم با اخلاق جهانی آشنا شوم

از ابتدای شروع کار تا به امروز، خانه مهارت‌های زندگی با چالش‌ها و پستی و بلندی‌های زیادی مواجه بوده که تلخ‌ترین و جانسوزترین آن از دست دادن دو ستون این خانه در سقوط هواپیمای اوکراینی بود.

ساجده سراییان و محمدجواد میانجی

 

دو عزیزی که گام‌های بلندی برای دستیابی خانه مهارت به رسالت خود برداشتند. زوجی که دست به دست و عاشقانه در مسیر رشد این خانه  همراهمان بودند.

خنده ها و خاطرات شیرین حضورشان آنچنان در ذهنمان نقش بسته که نبودنشان باورمان نشد و هیچ زمان فراموش نخواهیم کرد…

جای محمدجواد و ساجده عزیز تا ابد در این خانه خالیست